رفتار مصرف کننده[1]:

هدف بازاریابی تامین و برآورده ساختن نیازها و خواسته های مشتریان مورد نظر است .حوزه رفتار مصرف کننده به بررسی نحوه انتخاب ،خرید ، استفاده و مصرف کالاها ،خدمات ،ایده هایا تجربیات از سوی افراد ،گروه ها و سازمان ها برای تامین نیازها و امیال آنان می پردازد.درک رفتار مصرف کننده و شناخت مشتریان کار چندان ساده ای نیست .مشتریان ممکن است نیازها و خواسته های خود را به گونه ای بیان نمایند ،اما طور دیگری عمل کنند .آن ها ممکن است از انگیزه های عمیق تر درونی خود خبر نداشته باشند یا نسبت به عوامل موثری که در آخرین لحظه عقیده شان را عوض می کند ،عکس العمل نشان دهند.با این وجود بازاریابان باید خواسته هاس مشتریان خود ،دریافت های ذهنی آن ها و خرید و رفتار خرید آن ها را بررسی کنند(کاتلر،1984: 206).

هاوکینز و همکارانش [2] رفتار مصرف کننده را اینگونه تعریف کرده اند : رفتار مصرف کننده به مطالعه کلیه فرآیندهای انتخاب ،استفاده،کنارگذاری محصولات و خدمات ،تجارب و یا ایده ها توسط افراد ،گروهها و سازمان ها به منظور ارضای نیازها و نیز بررسی تاثیرات این فرآیندها برمشتری و جامعه می پردازد .این شیوه نگرش به  رفتار مصرف کننده ،وسیع تر از نگرش سنتی است . در نگرش سنتی رفتار مصرف کننده ،بیشتر بر خریدار و پیش زمینه های بلافصل و نتایج فرآیند خرید کالا تاکید می شد . در نگرش جدید گامی فراتر از این نهاده و به بررسی تاثیرات غیر مستقیم شناخت رفتار مصرف ننده بر فرآیند مصرف و سایر پیامدها و نتایجی که بیش از خریدار و فروشنده را در بر می گیرند پرداخته می شود.کلیه تصمیمات و فرآیندهای بازاریابی بر پایه درک رفتار مصرف کننده بنا شده و تصور اتخاذ تصمیمات کلیدی بازاریابی بدون درک و توجه به رفتار مصرف کننده غیر ممکن است(هاوکینز و همکاران ،2004: 6).ویلکی و سالامون [3] رفتار مصرف کننده را بدین صورت تعریف نموده اند :فعالیت های فیزیکی ،احساسی و ذهنی که افراد هنگام انتخاب ،خرید، استفاده و دورانداختن کالا و خدمات رد جهت ارضا نیازها و خواسته های خود انجام می دهند. در تعریفی دیگر رفتار مصرف کننده را بدین صورت تعریف نموده اند : رفتار مصرف کننده مجموعه ای از اقدامات و اعمال بهم پیوسته ای است که مصرف کننده انجام میدهد تا کالا یا خدماتی را انتخاب کند ،آن را بخرد و آن را مصرف کند (ایرانمنش،1382).

[1] Consumer Behavior

[2] Hawkins.Del , Best. Rojer, Coney. Kenneth

[3] Willkie & Solomon

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

تاثیر بازاریابی حسی بر جذب مشتری در صنعت هتل و رستوران

 بازار اسباب بازي آمریکا

صنعت اسباب بازي آمریکا پیشتاز تولیدات سرگرمی در جهان است. این موقعیت از طریق ترکیب فعالیتهاي داخلی ایجاد کننده ارزش افزوده از قبیل طراحی محصول، مهندسی، بازاریابی راهبردي با برون سپاري تولید به خارج از کشور به دست آمده است. دو شرکت بزرگ اسباب بازي آمریکا عبارتند از شرکتهاي متل و هسبرو.  شرکت متل با به بازار فرستادن پیشتازترین اسباب بازیها از جمله باربی و  هات ویلز ، فیشر پریس و محصولات مشهور دیگر  بزرگترین تولید کننده اسباب بازي در جهان است. شرکت هسبرو نیز با تولید اسباب بازیهاي مشهور جهانی مثل میلتون و مدرسه بازي ، برادران پارکر ، برادلی ،  جادوگران ساحل از مهمترین تولید کنندگان جهانی اسباب بازي است. این دو شرکت سهامی عام هستند و در سال 2005 به ترتیب فروشی برابر با 5.179 میلیارد دلار و 3.087 میلیارد دلار داشته اند.

عمده اسباب بازیهایی که در بازار آمریکا عرضه میشود، در آمریکا طراحی می شوند و تولید در مقیاس انبوه آنها در کشورهاي دیگر از جمله چین و ویتنام و … صورت می گیرد. به همین دلیل مجموع اشتغال در صنعت اسباب بازي و عروسک سازي و سرگرمی در آمریکا از42300 نفر در سال 1993 به 17400 نفر در 2005 تنزل داشته است.

 

شایان توجه است که اگر چه بخش بزرگ تولیدات اسباب بازي آمریکا در خارج از این کشور ساخته می شود، اما بخش عمده ارزش آفرینی آنها هنوز در قالب طراحی محصول، بازاریابی، تحقیق و توسعه، و فعالیتهاي پشتیبانی محصول در داخل کشور آمریکا صورت میگیرد. علاوه بر این شرکتهاي آمریکایی علاوه بر اینکه بخشهاي توسعه  محصول خود را دارند، از شبکه هاي گستردهاي شامل طراحان و مبتکرین مستقل اسباب بازي نیز بهره می گیرند. این شغل ها در آمار اشتغال دولتی محاسبه نشده است اما بخش بزرگی از اشتغال در صنعت، از کارکنان رسمی به این شبکه هاي فردي منتقل شده است.

تولید داخلی صنعت اسباب بازي آمریکا در 2004 تقریبأ به 3.541 میلیارد دلار رسید. زمانی شهر نیویورك پایتخت تولید اسباب بازي در آمریکا بود، اما امروزه عمده تولید اسباب بازي در آمریکا در ده ایالت کالیفرنیا، نیویورك، پنسیلوانیا، اوهایو، ایلینویز، فلوریدا، کلورادو، میشیگان، میسوري و مریلند صورت میگیرد که پنج ایالت اول36 درصد شرکتهاي اسباب بازي و 42 درصد اشتغال را در خود جاي داده اند.

از سوي دیگر این صنعت در آمریکا شامل چند شرکت بزرگ و تعداد زیادي شرکت کوچک است که نشانه وسعت فعالیت شرکتهاي کوچک و متوسط(SMEs) در این صنعت می باشد. از 139 شرکت تولید کننده عروسک در  آمریکا در 2002، 80 درصد آنها فقط 20 نفر پرسنل داشتند.

حجم بازار این کشور براساس طبقه بندي اسباب بازیها به شرح جدول زیر است:

جدول 2-5 :حجم بازار آمریکا

گروهحجم بازار
نوزاد و پیش دبستانی3.1  میلیارد دلار
عروسک2.7 میلیارد دلار
ورزشی و فضای باز2.7 میلیارد دلار
سایرین2.5 میلیارد  دلار
هنری و صنایع دستی2.4 میلیارد دلار
بازی ها و جورچین ها2.4 میلیارد دلار
وسایل نقلیه1.8 میلیارد دلار
عروسک ها و شخصیت های کارتونی و لوازم جانبی1.3 میلیارد دلار
اسباب بازی تجملی1.3 میلیارد دلار
سازه ها695 میلیون دلار
آموزشی و اکتشافی392 میلیون دلار

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی فرصت های موجود در صنعت اسباب بازی در جهت تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی)

عوامل مؤثر بر بازده

سرمایه‌گذاری در سهام تابع عوامل میزان بازدهی و مقایسه سایر دارایی‌ها می‌باشد. بازدهی سهام می‌توان به عوامل متعدد بستگی داشته باشد.به‌طورکلی این عوامل را می توانی به دو گروه کلی تقسیم کنیم.

گروه اول عواملی را در بر می‌گیرد که سود نقدی و مزایای پرداختی را تحت تأثیر زیر قرار می‌دهند و به شرح ذیل هستند:

سود نقدی و کارایی بنگاه یکی از عوامل مهم در این گروه می‌باشند. کارایی بنگاه مستقیماً به مدیریت آن وابسته است. چگونگی مدیریت بنگاه تأثیر روشنی بر کارایی فعالیت‌های تولیدی و تجاری، سودآوری قدرت و سلامت مالی و امکانات رشد بالقوه بنگاه دارد.

معافیت مالی مالیاتی یکی دیگر از عوامل مؤثر بر سود بنگاه است. معافیت‌های مالیاتی، بازدهی سهام را از دو جنبه تحت تأثیر قرار می‌دهد. معافیت مالیاتی بیشتر از یک طرف موجب افزایش سود بنگاه شده و از طرف دیگر مالیات کمتر بر سرمایه‌گذاری در سایر دارایی‌های مالی، موجب افزایش تقاضای سرمایه‌گذاری در سهام می‌گردد که این عامل نیز اثر خود را در افزایش قیمت سهام نشان می‌دهد

ظرفیت بازار و نوع کالای تولیدی نیز به نوبه خود سود شرکت را تحت تأثیر قرار می‌دهند. هر چه ظرفیت بازار برای کالایی که شرکت تولید می‌کند، بیشتر باشد، میزان فروش آن بنگاه بیشتر بوده و لذا درآمد و سود بنگاه بیشتر خواهد بود. همچنین سود جاری و آینده شرکت، تا حد زیادی تحت تأثیر اوضاع و شرایط اقتصادی حاکم بر کشور نیز می‌باشد (صفرپور و صفرپور، 1387، ص15).

عامل دیگری که سود بنگاه را، به خصوص در مـورد شرکت‌های فـعال کـشورمان تحت تأثیر قرار می‌دهد، میزان وابستگی آنان به ارز می‌باشد و ازآنجایی‌که شرکت برای ادامه فعالیت خود، ناچار است که مواد اولیه مورد نیازش را از بازارهای خارجی تهیه کند، لذا وابستگی کمتر در این زمینه سود بنگاه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اندازه شرکت نیز از جمله عوامل دیگری است که توجه متخصصین را به خود جلب کرده است، از آنجایی که شرکت‌های بزرگ به منابع مالی ارزان‌تری دسترسی دارند از کارایی و سوددهی بیشتری برخوردار هستند.

گروه دوم که نرخ بازدهی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، شامل عواملی است که بر قیمت سهام مؤثر هستند.نرخ بازدهی سهام، علاوه بر سود و مزایای پرداختی، تحت تأثیر قیمت سهام نیز می‌باشد. قیمت سهام نیز تابع عوامل متعددی است. برخی از این عوامل، به‌طور مختصر ذیلاً ارائه شده است.

روند آینده اقتصادی (انتظارات سهامداران) قیمت سهام را مستقیماً تحت تأثیر قرار می‌دهد. چنانچه سهامداران نسبت به تحولات آتی اقتـصـاد خوش‌بین  باشند، تقاضای خرید سهام خود را افزایش می‌دهند که تقاضای بیشتر برای خرید سهام، موجبات افزایش قیمت سهام را فراهم می‌سازد و بر عکس.

کیفیت ترکیب سهامداران نیز از جمله عواملی است که قیمت را تحت تأثیر خود قرارمی دهد. بسته به اینکه اکثریت سهامداران بازار سهام، کدام‌یک از گروه‌های سرمایه‌گذاران کم تحرک، سرمایه‌گذاران حرفه‌ای و سفته بازان باشند، تغییرات قیمت سهام متفاوت خواهد بود.

قابلیت نفوذپذیری سهام، نرخ تورم، چگونگی توزیع در آمد، نحوه قیمت‌گذاری سهام و میزان عرضه سهام که تحت تأثیر عوامل اقتصادی و غیراقتصادی است،قیمت سهام را متأثر می‌سازد. از عوامل دیگر که سود و مزایای پرداختی و قیمت سهام را تحت تأثیر قرار می‌دهد، می‌توان به عوامل فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، فنی و تکنولوژیک اشاره نمود(ترک، 1390، 41).

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسي رابطه بين كيفيت حسابداري، تأخير درتعدیل قيمت سهام و بازده آتي سهام در شركت هاي پذيرفته شده در بورس تهران

– بسترهاي زمينه­ ساز شهر خلّاق

مهم­ترين بسترهاي ايجاد كننده و ترغيب كننده شهر خلّاق كه مربوط به چند دهه اخير است و تا حد زيادي تحت تاثير جهاني شدن است را مي­توان در موارد زير ديد:

2-5-1-  تغيير پارادايمي از دولت- ملّت به شهر

جامعه جهاني قرن بيستم و يكم دستخوش تغيير پاردايمي مهمي از«دولت- ملت به شهر» است(77 ,2008 , Sasaki). كه به موجب آن شهرها، نه دولت- ملّت ها، به عنوان عاملّين كليدي در جامعه و اقتصاد اطّلاعاتي شناخته مي­شود. شهرها يا تا حدودي شهر- منطقه­ها موتورهاي اقتصاد جهاني هستند، كه صريحاً ارتباطات انساني متّصل از نظر فضايي را كه براي يادگيري، نوآوري و خلّاقيت ضروري است را مهيا مي سازد.

در طريقي نسبتاً متفاوت نقش شهرها در نوآوري و كارآفريني به عنوان محوري از خودجوشي فردي و غيردولتي است. در مقايسه با دولت­هاي ملّي شهرها در انطباق با شرايط متغيرّ بازارها، فناوري و فرهنگ در عصر به اصطلاح جهاني منعطف­ترند. افزايش برتري شهرها و مناطق شهري در عصر اطّلاعات با زوال متقابل اهميّت اقتصادي، اجتماعي و سياسي دولت- ملّت­ها همراه است. اين زوال اجتناب­ناپذير دولت- ملّت پيشينه بيشتري نسبت به فناوري هاي ارتباطي دارد. با اين حال اخيراً توسعه و گسترش فناوري هاي ارتباطي و اطّلاعاتي را عامل تنزّل دهنده دولت- ملّت در واحد سرزميني هم در بعد سازمان اقتصادي و هم تصوير فرهنگي جمعي معرّفي كرده­اند: فرآيند جهاني شدن اقتصادي، توسط شركت­هاي چند ملّيتي قطبي شده است و تا حدودي به وسيله مدل­هاي ارتباطات جهاني تسهيل شده­اند و تقسيم بين­المللي سنّتي كار را به تحليل برده­اند. دوم: اشكال جديد هويت جمعي ايده­هاي شهروندي ملّي را به چالش كشيده است. فناوري­هاي جديد تا حد زيادي امكان براي تفكّر و عمل چند ملّيتي را از طريق ظهور ارتباطات مجازي و هويت­هاي فراسرزميني گسترش داده است. به علاوه شهروندي منعطف و وابستگي مهاجران اقتصادي و اجتماعات محلّي پراكنده در يك جهان در حال تغيير دولت ملّت را دچار تزلزل كرده است. شهرها به عنوان مقصد اصلي مهاجران چند ملّيتي مكان­هايي ممتاز براي مذاكره مجدد شهروندي است. بدين­ترتيب، شهرها به عنوان «دولت هاي درحال جايگزين در ساخت هويت هاي اجتماعي هستند»(28-287 ,2002 , Bunnell). البتّه، زوال دولت ملّت ها براي همه صادق نيست. برخي دولت ملّت ها ممكن است، تحت شرايط شهرنشيني تحليل بروند در حالي كه دولت­هاي ملّي ديگر ممكن است در ارتباط با شهرها بر زندگي اقتصادي، اجتماعي و سياسي شهرنشينان مسلّط شوند(www.gt2030.com).

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

ارزیابی میزان تحقق¬پذیری مولفه¬های شهر خلّاق (نمونه موردی: شهر بناب)

اهداف و مسائل عمده استراتژی توسعه منابع انسانی

هدف از توسعه استراتژیک منابع انسانی، تولید چارچوبی است فراگیر و یکپارچه برای پرورش کارکنان. بخش اعظم فرایند توسعه منابع انسانی متوجه فراهم کردن محیطی خواهد شد که در آن محیط کارکنان به یادگیری و توسعه دانش و مهارت های خود ترغیب گردند. ممکن است فعالیت های مرتبط با توسعه منابع انسانی، شامل برنامه های سنتی آموزش نیز باشند، اما تاکید این فعالیت ها بر توسعه سرمایه معنوی سازمان و ترویج و ارتقای پویایی سازمانی، گروهی و فردی است. کانون تمرکز این فعالیت ها، ایجاد سازمانی پویاست که در آن دانش و معرفت، به شکلی سیستماتیک مدیریت می گردد. توسعه استراتژیک منابع انسانی به طراح ریزی روش هایی بای ترغیب توسعه خود (پویایی خود مدیر) با کمک پشتیبانی و راهنمایی مناسب از طرف سازمان نیز مربوط است. اگر چه توسعه استراتژیک منابع انسانی توسط فعالیت های شرکت هدایت می شود، اما باید به نیازها و ادراکات فردی نیز توجه کند. اهمیت افزایش شایستگی ها و قابلیت های کارکنان درون سازمان و کارکنانی که از بیرون گزینش و جذب می شوند باید به عنوان یک سیاست اصلی توسعه منابع انسانی مورد توجه قرار بگیرد(آرمسترانگ، 1381، ص 260).

مسایل اصلی استراتژی توسعه منابع انسانی به صورت زیر می باشند:

  • طراحی استراتژی های پویایی فردی:

این استراتژی به دنبال نیاز سازمان به منابع انسانی در قالب واژگانی چون نوع مهارتها ، و رفتارهای مورد نیاز برای تحقق اهداف سازمان بیان میشود.این استراتژی بایدمواردی مانند تعیین روش شناسایی نیازهای یادگیری،نقش برنامه ریزی توسعه فردی و پشتیبانی لازم از یادگیری یا فراگیری را در نظر بگیرد.

  • طراحی و توسعه پویایی سازمانی و ایجاد سازمانی پویا:

فرآیند پویایی یا یادگیری سازمانی ،مبنایی است برای درک مفهوم یک سازمان پویا.سازمان پویا،سازمانی است که میتواند بامحیط خود سازگار شود و کارکنان خود را برای سازگار شدن با محیط آموزش و پرورش دهد.از نظر گاروین[1] سازمانهای پویا در پنج چیز مهارت دارند:

  1. حل مشکل سیستماتیک
  2. آزمایش
  3. درس گرفتن از تجارب گذشته
  4. یاد گرفتن از دیگران
  5. انتقال سریع و موثر دانش و آگاهی به تمام سازمان.
  • مدیریت دانش و آگاهی های کارکنان:

از نظر بکمن[2]  دانش،استدلال در باب اطلاعات و داده ها برای دستیابی به کارایی ،حل مسائل،تصمیم گیری،یادگیری و آموزش است.از نظر پترش،مدیریت دانش،کسب دانش درست برای افراد مناسب در زمان صحیح و مکان مناسب است،بهگونه ای که آنها بتوانندبرای دستیابی به اهداف سازمان،بهترین استفاده را از دانش ببرند(عالم تبریز و رحیمی،1387،ص49).دانش محصول یادگیری است اما یادگیری سازمانی زمانی تقویت میشود که یک استراتژی مدیریت دانش منظم طراحی و اجرا شود.مدیریت دانش به دانش به مثابه یک منبع مهم و کلیدی مینگرد.مدیریت دانش شامل دو چیز است، اول تغییر شکل منابع دانش از طریق شناسایی اطلاعات مربوط و دوم نشر و تسهیم آن بنحوی که یادگیری میسر و ممکن گردد.

[1] -Garvin

[2] -Backman

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

مطالعه تاثیر استراتژی های منابع انسانی بر عملکرد سازمانی در شرکت داروسازی باریج اسانس کاشان

دیدگاه پردازش اطلاعات

بر اساس نظریه باور (1987) هیجان نیز مانند یک گره واره در شبکه تداعی، بازنمایی می شود و هر بازنمایی، با بازنمایی شبکه های دیگر مرتبط است (مانند رویدادهای حافظه ای شادی و غم). فعال شدن گره وار هیجانی موجب افزایش دسترسی به مواد هماهنگ با خُلق و در نتیجه باعث سوگیری پردازش اطلاعات هماهنگ با خُلق می شود. در این دیدگاه ارتباط بین حافظه و خاطرات تلخ در مرکز توجه قرار گرفته است، بدین صورت که گاهی فرد خود را از نظر روانی در حالتی قرار می دهد که نسبت به اطلاعات مربوط به تجربه های تلخ مربوط به ظهور در اجتماع سوگیری داشته و آنها را بیشتر مدنظر قرار دهد و همین امر موجب می شود بیشتر جنبه های منفی ابراز وجود خود را در نظر بگیرد. حتی برای تعیین اثربخشی تکنیک های رفتاری و شناختی از رویکرد پردازش اطلاعات استفاده می شود. به این صورت که میزان سوگیری نسبت به برداشت هراس آمیز از موقعیت را با پردازش اطلاعات اندازه گیری می کنند. در اغلب نظریه های شناختی نیز بر اهمیت سوگیری در فرآیند پردازش اطلاعات تأکید شده است (به نقل از لنگو،2010).

2-2-3-5-دیدگاه رفتار گرایی

به عقیده رفتارگرایان اضطراب واکنشی است که براساس یادگیری قابل تبیین است. به مشکلات رفتاری به منزله الگوهایی از پاسخ های نامناسب نگاه می شود که احتمالاً در ارتباط با شرایط محرکهای بیزارکننده آموخته می شوند. از دیدگاه رفتاردرمانگران بسیاری از حالات غیر عادی روانی بویژه حالات روان نژندی، پاسخ های شرطی هستند که به نحوی تقویت می شوند و ادامه می یابند.

از نظر ولپی[1]، رفتار روان نژندی هر نوع عادت پایدار از رفتار ناسازگار است که در ارگانیسم که از نظر فیزیولوژیکی طبیعی است از راه یادگیری حاصل می شود، اضطراب جزء سازنده معمولی یا مرکزی رفتار روان نژندی است. اضطراب یا ترس نامطبوع است که فرد را از انجام فعالیت های روزمره باز می دارد و یا او را بسوی رفتاری محدودتر و ناسازگارتر سوق می دهد. گرچه اضطراب و رفتار روان نژندی در نظر برخی ها آموخته شده است، عده ای نیز بر این عقیده اند که این رفتارها برآمده از عدم یادگیری الگوهای رفتاری مناسب می باشد و فرد اصولاً پاسخ ها و مهارت های لازم را یاد نگرفته است (شفیع آبادی، 1388).

دیدگاه رفتاری بر این باور است که اشخاص می توانند راه اصلاح احساسات و رفتار مسئله دار خود را به سرعت و به طور مستقیم بیاموزند و نیازی به این نیست که بیمار روی صندلی مخصوص، در مطب روانپزشک بنشیند و به روش تداعی آزاد از گذشته های خود سخن بگوید. بر طبق این دیدگاه، افراد مضطرب اغلب می توانند با در معرض قرار دادن خود یا آن چه از آن می ترسیدند، به خودشان کمک کنند. دقتی بیمار در معرض چیزی که از آن می ترسد قرار می گیرد، بهبودی پیدا می کند. همچنین طبق نظر این دیدگاه، اضطراب یک واکنش شرطی در مقابل محرک محیطی خاص است و نیز در نظریه یادگیری اجتماعی، فرض بر این است که فرد با تقلیدِ واکنش های اضطرابی از والدین خود، ممکن است واکنش درونی اضطراب را یاد بگیرد. در نتیجه اضطراب از طریق یادگیری کلاسیک، یادگیری عامل و یادگیری جانشینی کسب شده و در نتیجه خطر محیطی واقعی یا خطری خیالی پدید می آید (شفیع آبادی، 1388).

 

[1] – Wolpe

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر اضطراب و افسردگی و کاهش سردرد تنشی زنان شهر کرمانشاه

غير قابل استناد بودن ايرادات

با توجه به اين واقعيت كه بانك بايد ضمانت نامه را با اولين درخواست پرداخت كند در اين صورت نمي تواند به دلائلي كه از قرارداد پايه سرچشمه مي گيرند از پرداخت ضمانت نامه خودداري كند. بنابراين ايراداتي مانند بطلان قرارداد پايه، فسخ قرار داد پايه و يا اجراي آن به گونه كامل از سوي پيمانكار و نيز ادعاي تهاتر و يا انتقال طلب، از سوي بانك صادر كننده ضمانت نامه قابل استناد نخواهد بود. همچنين ممكن نبودن رجوع بانك به پيمانكار به گونه موثر به دليل ورشكستگي پيمانكار و يا دلائل ديگر نمي تواند مجوز نپرداختن از سوي بانك باشد. به همين دليل اين گونه ضمانت نامه ها را غالباً با اوصافي چون «بي قيد و شرط»، «غير قابل فسخ»، «مستقل» همراه مي سازند و هدف از آن اين است كه ارتباط حقوقي آن را از قرار داد پايه هر چه بيشتر جدا سازي رابطه ضمانت نامه از قرارداد پايه و غير قابل استناد دانستن ايرادات مربوط به قرارداد پايه به هنگام درخواست پرداخت از سوي ذي نفع، براي استوار ساختن اعتبار ضمانت نامه و حفظ ارزش آن به عنوان يك ابزار كارآمد بانكي ضروري است. اگر بانك بتواند خود را درگير روابط قراردادي طرفين سازد و يا دادگاه ها بتوانند پيش از پرداخت ضمانت نامه با ورود در ماهيت روابط قراردادي مانع پرداخت آن بشوند، اين سند بانكي كارايي و ارزش خود را در روابط قراردادي از دست مي دهد.

البته بدهكار اصلي كه ضمانت نامه به دستور و براي تضمين بدهي او صادر شده است مي تواند اگر ضمانت نامه از سوي ذي نفع به گونه ناموّجه دريافت شده باشد، عليه او طرح دعوي كند. ولي در ضمانت نامه هاي بين المللي و در قراردادهايي كه طرفين در قلمرو دو كشور اقامت دارند و قرارداد اصلي، تابع قوانين يك كشور خارجي است امكان اقامه دعوي نيز محدود مي گردد(کاشانی،1385).

2-12-2. سوء استفاده آشكار

با آنكه وصف استقلال ضمانت نامه و اصل غير قابل استناد بودن ايرادات به گونه قاعده كلي پذيرفته شده است با اين حال به دليل اينكه در پاره اي از موارد استثنايي، درخواست پرداخت ضمانت نامه با سوء نيت و حيله همراه است، در نظام هاي حقوقي در اين زمينه به چاره جويي پرداخته اند. چه در حقوق فرانسه و چه در حقوق انگليس در موردي كه درخواست پرداخت ضمانت نامه به گونه آشكار همراه با سوء استفاده باشد اجازه داده شده است كه بدهكار اصلي بتواند از شيوه دادرسي فوري و گرفتن دستور موقت از دادگاه، بانك را از پرداخت ضمانت نامه منع كند. البته در چنين موردي، خواهان بايد نشان دهد كه ضمانت نامه صرف نظر از قرارداد پايه، قابل اعتراض است و يا آنكه دلائل قوي بر توجيه ضرورت دستور موقت ارائه كند. در اين زمينه در بخش هاي آينده گفتگو خواهيم كرد(کاشانی،1385).

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نقش ضمانت نامه های بانکی در تهیه منابع پولی و ارائه راهکارهایی برای افزایش آنها

در سه سال گذشته به وسيله دو دسته از شاخص ها شامل:

  • شاخص هاي عملكرد مالي: فروش نهايي، نرخ رشد فروش، حاشيه سود ناخالص
  • شاخص هاي عملكرد غير مالي: سهم بازار، بهره وري، زمان و دوره ي عمر سهام كه مجموعا جز شاخص هاي ذهني و غير مستقيم بودند را مورد سنجش قرار دادند.

در برخي از مطالعات نيز بين معيارهاي اثربخشي و كارآيي تفاوت قايل شده اند. به اين ترتيب خاطرنشان شده است كه پيش تر به تقويت و تثبيت موقعيت بازار قوي، براي مثال: رضايت مشتري، تصوير ذهني و وجهه مناسب، افزايش فروش، سهم بازار يا موقعيت محصول جديد اشاره مي شود. تفاوت بين معيار هاي موقعيتي (در ارتباط با عملكرد جاري) و معيار هاي روند (در ارتباط با تغيير عملكرد) مي تواند همچنين مورد ملاحظه قرار گيرد. در اين مورد سينكولا و باكر بين بعد اثربخشي عملكرد (در ارتباط با موفقيت در مقايسه با رقبا) و معيار هاي سازگاري با محيط (در ارتباط با موفقيت پاسخگويي همزمان به شرايط و فرصت هاي متغير محيطي) تفاوت قايل شدند ( Panigyrakis and Theodoridis, 2007).

بنيتو نیز از سه معيار عيني عملكرد به نام هاي فروش، سود و نرخ بازده دارايي ها (ROA ) استفاده كرد كه فروش، تمركز بر اثربخشي شركت در جذب تقاضا داشت كه اين امر مي توانست شاخصي براي موفقيت بازار باشد ولي اين مطلب را كه چگونه مي توان به طور كارآ به چنين موقعيتي دست يافت، منعكس نمي نمايد. سود از طريق كارآيي در محاسبه ي حاشيه سود ناخالص نمايش داده مي شود و نرخ بازده دارايي به وسيله مقايسه سود در ازاي منابع مورد استفاده، تاثيرات اندازه را از بين مي برد (Benito and Javier, 2005,). در يك مطالعه در سال 2008 تايلور و ديگران معيار هايي چون بهبود كيفيت خدمات، كاهش هزينه هاي توليد، سازگاري محصول با تقاضاي مشتري و سطوح سازگاري خدمات را به عنوان معيار هاي عملكرد به كار برده و خاطرنشان مي كنند كه اين متغير هاي فرعي از بين متغير هايي انتخاب مي شوند كه وابستگي بيشتري به رابطه ي بين عرضه كنندگان و فروشندگان در بازار هاي صنعتي داشته و به وسيله كارشناسان صنعت نشان داده شده اند (Taylor, 2008). دشپانده و همکاران در سال 1993 چهار معيار ذهني را براي سنجش عملكرد شركت مورد استفاده قرار دادند كه شامل: سودآوري، اندازه، سهم بازار و نرخ رشد مي باشد. سينگ و رانچورد نيز در تحقيق خود بر روي صنعت قطعه سازي خودرو در انگلستان، ضمن استفاده از رويكرد ذهني، دليل اين امر را سختي در حصول داده هاي عيني از منابع مستند و عدم دسترسي عمومي به آن، به دليل مخالفت شركت ها جهت بروز اين اطلاعات محرمانه دانسته. با اين وجود ايشان پنج شاخص عملكرد را براي اندازه گيري عملكرد تجاري مورد ملاحظه قرار دارند كه به شرح زير مي باشند:

  1. حفظ مشتري
  2. سهم بازار
  3. موفقيت محصول جديد
  4. بازده دارايي ها
  5. رشد فروش

اين پنج شاخص به وسيله مقياس طيف هفت گزينه اي ليكرت از 1= خيلي مخالف تا 7= خيلي موفق درجه بندي شده است (Singh and Ranchod. 2004).

مطالعات متعدد ديگري وجود داشته اند كه آنها نيز رويه مشابهي را براي سنجش عملكرد تجاري شركت ها اتخاذ كرده اند.  برخي از محققان سازماني و بازاريابي، عملكرد شركت را در دو بخش مورد بحث قرار مي دهند كه شامل يك بعد اثربخشي و يك بعد كارآيي است. اين رويكرد استاندارد، اثربخشي شركت را از لحاظ رشد سود، رشد فروش و رشد سهم بازار و كارآيي شركت را از لحاظ سودآوري، بازده فروش (ROS) ، بازده سرمايه گذاري (ROI) ، و بازده دارايي ها (ROA) مورد سنجش قرار مي دهد (Menguic et al.., 2007: 318). در جدول 2-3 پارامتر هايي را كه دانشمندان مختلف علم مديريت در پژوهش هاي خويش براي سنجش عملكرد بازاريابي شركت هاي توليدي به كار بسته اند، به اختصار نشان داده شده است:

جدول 2-3) متغير هاي اندازه گيري عملكرد بازاريابي (Vinod and Uma Kumar, 2009)

رديفمتغير هاي عملكرد بازاريابينام محققسال
1كاهش زمان تحويل / رضايت مشتريVinod Kumar
Uma Kumar
2009
2رشد حجم فروش / رشد سهم بازارKim2009
3رشد حجم فروش / رشد سهم بازار

ارتقاي موقعيت رقابتي شركت

Moen2008
4افزايش حجم فروش / عملكرد كلي شركتMorgan2008
5رشد فروش / رشد سهم بازار

توسعه محصول و بازار / بهبود كيفيت محصول

Molina

Chandler

2007

2000

6متوسط رشد سهم بازار در طي سه سال گذشته

متوسط رشد حجم فروش در طي سه سال گذشته

Green

Inmam

2006

2005

7رشد فروش / رشد سهم بازار

ارتقاي موقعيت رقابتي شركت

Tracy2005
8افزايش سهم بازار /  ارتقاي موقعيت رقابتي شركتZhang

Vickery

2001

1999

9افزايش حجم فروش / افزايش سهم بازار

توسعه محصول جديد

Pawel

Narver and Slater

1994

1990

10رشد حجم فروش / رشد سهم بازار

ارتقاي موقعيت رقابتي شركت

Jaworski and Cohli

Claycomb

1993

1999

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

تاثیریکپارچه سازی زنجیره تامین بر عملکرد تجاری شرکت ها از طریق افزایش رقابت پذیری(شرکت های تولیدی قطعات خودرو)

بلعم باعورا

 

وی در عصر حضرت موسی زندگی می‌کرد و از اندیشمندانی بود که نخست در مسیر حق گام بر می‌داشت، اما سرانجام در اثر دنیاپرستی و پیروی از هوای نفس و اطاعت ناآگاهانه از همسر خود، آن چنان سقوط نمود که در صف گمراهان و پیروان شیطان قرار گرفت.

بلعم باعورا مردی زاهد و پارسا بود و مدت دویست سال خدا را عبادت کرد، از اسم اعظم خدا برخوردار و دعایش مستجاب می‌شد و از صفای باطنش، آسمانیان و حتی عرش و کرسی را می‌دید. در قرآن از داستان او این گونه یاد شده است: «وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ * وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذَلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»[1]  «و بر آن‌ها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم؛ ولي (سرانجام) خود را از آن تهي ساخت و شيطان در پي او افتاد، و از گمراهان شد * اگر می‌خواستیم او را با این آیات بالا می‌بردیم. و او به پستی گرایید، و از هوای نفس خود پیروی کرد. مَثل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند؛ این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ این داستان‌ها را (برای آن‌ها) بازگو کن شاید بیندیشند (و بیدار شوند) »

در چگونگی انحراف بلعم باعورا در کتاب تفسیر قمی از امام رضا A روایت شده است:

«به بلعم باعورا اسم اعظم الهی ارزانی شد و از افراد مستجاب‌الدعوه بود. لکن به فرعون متمایل گشت (و تحت نفوذ او قرار گرفت) و هنگامی که فرعون در تعقیب حضرت موسی ویارانش بود، از او خواست که موسی و یارانش را مورد نفرین قرار دهد تا بر آن‌ها دست یابد. او نیز سوار بر چهار پایش شده تا به سوی حضرت موسی حرکت نماید. اما حیوان امتناع کرد و از حرکت ایستاد. بلعم با تازیانه بر او ضرباتی نواخت. در این لحظه، خداوند آن چهارپا را به سخن آورد و گفت: وای بر تو چرا مرا می‌زنی؟ می‌خواهی با تو بیایم که بر پیامبر خدا و مؤمنان نفرین کنی! بلعم (که آشفته گشته) آن قدر آن حیوان را زد که کشته شد. در این هنگام اسم اعظم از او گرفته شد…»[2]

وجوه عبرت

یکی از عبرت‌هایی که می‌توان از این داستان گرفت، ترس از دنیاپرستی و رفاه طلبی است، که یکی از دام‌های شیطانی است که موجب سقوط و انحراف اشخاص و جوامع شده و همیشه یکی از موانع مهم و عمده پیشرفت کار پیامبران الهی بوده است داستان بلعم باعورا داستانی پر فایده و هشدار دهنده به دین داران و دانشمندان دینی است، باعورا معارف الهی را به دور افکند و مرتد شد و آن‏گاه شیطانی به تعقیب او پرداخت و به دام شیطان گرفتار شد. اما اگر کسانی معارف و آیات الهی را به خوبی بشناسند و به آن‌ها پایبند باشند، شیطان از گمراه کردن آنان ناتوان خواهد بود. [3]

امیرالمؤمنان  A می‌فرمایند:

«مَن عَلِمَ أنَّ المَوتَ مَصدَرُهُ و القَبرَ مُورِدُهُ وَ بَینَ یَدَیِ اللهِ مَوقِفَهُ و جَوارِحَهُ شَهِیدُهُ لَهُ، طالَت حَسرَتُهُ و کَثرَت عِبرَتُهُ وَ دامَت فِکرَتُهُ»[4] «هرکس بداند که بازگشت او، مرگ است و به قبر وارد خواهد شد و در حضور خداوند خواهد ایستاد و اعضاء و جوارحش بر اعمال او گواهی می‌دهند، حسرتش طولانی، عبرت و پندآموزی‌اش بسیار و پیوسته به فکر آخرت خواهد بود.»

ج- قارون

حضرت موسی A دعوت آسمانی خویش را با جدیت تمام دنبال کرد و مبارزات سخت و طاقت فرسایی انجام داد تا این که آیین توحید بر جامعه حکم فرما گشت و بت پرستی و انسان محوری ریشه کن شد. یکی از جبهه‌های مبارزه موسی A جبهه زر بود که در رأس هرم آن قارون ثروتمند و جاه طلب قرار داشت.

قارون پسر عموی حضرت موسی[5] و از بنی‏اسرائیل بود و پس از حضرت موسی و هارون کسی در علم، فضل، تقوا و زیبایی همانند او نبود و با صوت نیکویش تورات را از همه بهتر می‌خواند و او یکی از هفتاد نفری بود که با موسی به کوه طور رفت. [6]

قارون در آغاز زندگی بسیار تهیدست و شدیداً محتاج بود. خداوند به قدرت و مال و ثروت او را آزمایش نمود.

برخی گفته‌اند: او از سوی فرعون بر بنی اسرائیل فرمانروایی می‌کرد و زمانی که در مصر، در قلمرو دیکتاتوری فرعون بودند، بر آنان سخت بیداد روا می‌داشت. و منصب دیگر او خزانه داری گنج‌های فرعون بود.[7] وی علاوه بر سرکشی و طغیان بر بنی اسرائیل، با استفاده از منصب خود ونیز از طریق تجارت و علوم غریبه و کیمیا اموال فراوان و بی حسابی را بدست آورد.

گاهی اوقات برای آن قدرت و شوکت خود را نشان دهد و با دارایی خود فخر فروشی کند، خود را به بهترین لباس و نفیس‌ترین جواهرات می‌آراست و در میان گروه بسیاری از نزدیکان و طرفداران خود در حالی که بر اسب‌های گران قیمت سوار بودند و با هزار کنیز زیبا و سفید روی به راه می‌افتاد.

«فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ»[8]  «(روزي قارون) با تمام زينت خود در برابر قومش ظاهر شد، آن‌ها كه خواهان زندگي دنيا بودند گفتند: اي كاش همانند آنچه ‌به قارون داده شده است ما نيز داشتيم! به راستي كه او بهره عظيمي دارد !»

[1] سوره اعراف، آیات 175و176.

[2] قمّی علی بن ابراهیم، پیشین، ج1، ص248.

[3] هاشمی رفسنجانی، علی اکبر، تفسیر راهنما، ج6، ص341.

[4] دیلمی حسین بن محمد، ارشادالقلوب، ج1، ص44.

[5]  بعضی او را عمو و برخی او را خاله زاده حضرت موسی دانسته اند.

[6]  طبرسی فضل بن حسن، پیشین، ج7، ص416.

[7]  همان، ج8، ص808.

[8]  سوره قصص، آیه79.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

عبرت از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه و آثار تربیتی آن

نظارت به منظور اجرای قوانین

يكي از وظايف مهم قوه مجريه اجراي مصوبات قوه مقننه است. اين معنا در اصل 58 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به صراحت ذكر شده است: «اعمال قوه مقننه ازطريق مجلس شوراي اسلامي است كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل مي‌شود و مصوبات آن پس از طي مراحلي كه در اصول بعد مي‌آيد براي اجرا به قوه مجريه و قضائيه ابلاغ مي‌گردد».

مطابق اين اصل وضع قانون حق مجلس و اجراي آن تكليف دولت است. اما چه تضميني وجود دارد كه قوه مجريه قوانين مصوب را مطابق با نظر و اراده قانونگذار اجرا كند؟ چه ضمانتي وجود دارد كه مقامات اجرايي و صاحبان مناصب دولتي، ترجيحات و سلايق خود را به‌نام خواست مردم يا نمايندگان ايشان تحميل نكنند؟ اين مسئله هنگامي از اهميت بيشتري برخوردار است كه بدانيم ترجيحات و ضرورت‌هايي كه دولت بدان معتقد است ضرورتاً با ترجيحات و سياست‌هاي موردنظر نمايندگان يكسان نيست و گاه دولت‌ها ناگزير از اجراي سياست‌ها و مصوباتي هستند كه در واقع تمايلي به اجراي آن ندارند. به‌طور كلي قوه مجريه همواره در مظان سركشي و سرپيچي از اجراي صحيح و كامل قوانين قرار دارد. اين قوانين درواقع حدود اختيارات و تكاليف دولت را در اعمال قدرت اجرايي مشخص مي‌كند و تنها در اين چارچوب است كه مسئوليت و پاسخ‌گويي مقامات قوه مجريه در مقابل مردم و نمايندگان ايشان معنا پيدا مي‌كند. بنابراين پيش‌بيني راهكارهايي براي اعمال نظارت بر چگونگي اجراي قوانين به‌وسيله مقامات قوه مجريه ضرورت دارد. (عمید زنجانی، 5، 1392)

يكي از كاركردهاي مهم پارلمان، در كنار ساير كاركردهاي مهم، اعمال نظارت، به‌طور كلي است. در حكومت‌هاي دمكراتيك، مبنا و منشأ اين كاركرد، حق حاكميت مردم است كه اين حق درصورت‌هاي گوناگون و به‌وسيله نمايندگان ايشان اعمال مي‌شود. در پرتو نظام نظارت و تعادل، مقصود از نظارت به‌طور كلي كنترل اقدامات و تصميمات مقام‌هاي اجرايي از حيث انطباق آن با قانون مصوب پارلمان است. درواقع قوه مقننه از قدرت خود براي مهار قدرت اجرايي استفاده مي‌كند.

اصول مختلف قانون اساسي و نيز ساير قوانين و مقررات اين حق مجلس را تثبيت كرده‌اند و روش‌ها و كيفيت اعمال آن را معين كرده‌اند. از منظري ديگر نظارت بر اجراي قوانين را مي‌توان در چارچوب كاركرد قانونگذاري پارلمان نيز مورد بررسي قرار داد. (وکیلیان،2، 1388)

گفتار دوم: انواع نظارت

مدیران بنا به تشخیص خود و با توجه به شرایط و مقتضیات سازمان، از انواع روش‌های نظارت استفاده می‌کنند. با در نظر گرفتن معیارهایی نظیر زمان نظارت، جایگاه نظارت و میزان نظارت می‌تاون دسته‌بندی‌های مختلفی را برای نظارت در نظر گرفت که در آن‌ها روش‌های نظارت مقطعی در برابر روش‌های نظارت مستمر، روش‌های نظارت متمرکز در برابر روش‌های نظارت غیرمتمرکز و روش‌های نظارت کمّی در برابر روش‌های کیفی مطرح می‌شوند.

برای نظارت بر فعالیت‌های فردی، گروهی و سازمانی باید سیستم نظارت مناسبی ایجاد کرد تا به وسیله نظارت بر ورودی‌ها، فرآیندها و خروجی‌ها، عملکرد سازمان مورد ارزیابی قرار گیرد.

نظارت مجلس از طريق تحقيق و تفحص

يک کارشناس حقوق عمومي با اشاره به اصل 76 قانون اساسي تاکيد مي‌کند: مجلس داراي اقتدار است تا بتواند هرگونه مميزي و بررسي و تفحصي را در كارهاي مملكت انجام دهد. از بارزترين مصاديق آن، بررسي و كاوش و تحقيق و تفحص در تمام امور كشور از جمله نظارت بر امور دولتي و ديگر ارگان‌هاي كشور است. محسن اسفندياري در گفت‌وگو با «حمايت» مي‌گويد: مطابق اصل‏ هفتاد‌وششم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ حق‏ تحقيق‏‌و‌تفحص‏ در تمام‏ امور کشور را دارد؛ البته اين تنها بخشي از اختيارات نظارتي مجلس شوراي اسلامي است. قوه‌ مقننه به عنوان قوه‌اي که اکثر قريب به اتفاق قوانين مملکت را تصويب و وضع مي‌كند و در عموم مسايل کشور در حدود مقرر در قانون اساسي مي‌تواند قانون وضع مي‌كند، در بحث نظارت نيز داراي توانايي و اختيارات و صلاحيت‌هايي است که آنها را از طريق ارگان‌ها و دستگاه‌هاي زير مجموعه خود به انجام مي‌رساند.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظارت مجلس شورای اسلامی بر قوه مجریه از طریق کمیسیون‌های داخلی

  1. ابراز محبت و عشق زوجین نسبت به یکدیگر: احساس شیدایی اوایل ازدواج به مرور می تواند به عشقی بالغانه تبدیل شود. زن می تواند از گفتن “دوستت دارم” و شوهر از شنیدن آن لذت ببرند, زیرا محبت و جذابیت متقابل دریافت صمیمیت, وفاداری, اعتماد و دوستی به هم گره خورده, عشق قوی تر و عمیق تری را پایه گذاری می کند( بک, 1988, ترجمه, قراچه داغه,1376,ص252).

رسول گرامی اکرم(ص) می فرمایند:«وظیفه زن نسبت به شوهرش این است که مهر و محبتش را در دل بپروراند».

و در این خصوص حضرت علی علیه السلام می فرمایند:«در هر حال با زنان سازش و مدارا کنید و به آنها گفتار خوش نشان دهید, باشد که آنان نیز کردار خوش نشان دهند».

از نظر روانی هم, نرم زبانی در تحکیم روابط زناشویی و دوام مهر و محبت تأثیر بسزا دارد.

در حدیث آمده است:«این گفته ی مرد به همسر خود که من تو را دوست دارم, هرگز از دل او بیرون نمی رود»(مشکینی, به نقل از موسوی,1375).

آنچه در ازدواج های پریشان وجود ندارد, ابراز محبت و صمیمیت است. زن و شوهر که دلیل ابراز خشم خود را درک نمی کنند, در مراودات خود به جایی می رسند که هر دو یا دست کم یکی از آنها به این نتیجه می رسند که به قدر کافی مورد عشق و محبت همسر خود قرار ندارند(بلوچ, ترجمه, قراچه داغی, 1370).

از بهترین و با شکوه ترین تجلیّات زندگی متعادل, سرمایه گذاری انسانی یا داد و ستد عاطفی بین زوجین است. اگر دهه ی اول زندگی مشترک را به منزله شروع تبادلات عاطفی و هم حسی زوجین تلقی کنیم و آن را فرصتی برای درک روحیات هر یک به حساب آوریم, در دهه های بعد داد و ستد عاطفی نیاز به جلوه بیشتر و مساعدتری خواهد داشت. به ویژه در سال های میانی و پایانی زندگی مشترک که احساس تنهایی و از دست رفتن جوانی به مشکلات زوجین دامن می زند, تلاش آنها برای اثبات عواطف صادقانه و صمیمانه شان ضرورتی بیش از گذشته می یابد و دوام و استحکام زندگی شان را تضمین خواهند نمود(شرفی,1371)

برودریک (1986)به نقل از موسوی (1375) در پژوهشی رابطه عاطفی, نگرش ها و رفتار را با رضایت زنا شویی مورد مطالعه قرار داد و به این نتیجه رسید که متغیرهای عاطفی و نگرشی با واریانس بسیار منحصر به فرد در زناشویی نقش دارند.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی روابط باورهای غیرمنطقی بر رضایت زناشویی دانشجویان متاهل دانشگاه پیام نور واحد ملایر در سال تحصیلی

 

اندازه‌گیری سرمايه فكري بطور کامل و دقیق می‌تواند ارزش شرکت و عملکرد آن را اندازه‌گیری کند. در یک جامعه مبتنی بر دانش، دانش بخش مهمی از ارزش یک کالا است و نیز ثروت یک شرکت را تشکیل می‌دهد مدلها و روشهای حسابداری سنتی عمدتاً مبتنی بر داراییها مشهود هستند و مبتنی بر معامله و تاریخ هستند و نمی‌توانند این ارزش‌ها را اندازه‌گیری کنند. (Kannan et al., 2004 and Chen et al., 2004)

 ارزیابی نرخ بازگشت سرمايه  : برای کمّی کردن منافع و مزایای نرم و سخت سرمایه‌گذاریهایی از قبیل آموزش و بهبود سرمايه فكري ، اندازه‌گیری می‌شود. برای مثال برای مقایسه ارزش ایجاد شده از طریق سرمایه‌گذاری در تکنولوژی در مقایسه ارزش ایجاد شده از طریق سرمایه‌گذاری در افراد.

8- کنترل مدیریتی : برای کمّی کردن ارزش افراد و دانش فنی آنها بجای فقط داشتن درک ساده‌ای از هزینه‌ها، به عنوان کمکی برای تصمیم‌گیری در سطح عملیاتی.

9- برنامه‌ریزی آینده : آیا مهمترین و با ارزش‌ترین داراییها قادر به خلق شایستگی‌ها اصلی و مزیت رقابتی برای سازمان در آینده است یا نه؟

10- ارزشیابی سازمان : برای مواقعی که سازمان منحل می‌شود و یا یک ادغام و اكتساب  صورت می‌گیرد. (Tayles et al., 2002)

11- شرکتها برای اینکه بتوانند درک بهتری از فرآیند ایجاد (خلق) ارزش داشته باشند و بتوانند دارای بهبودهای چشمگیری در عملکرد خود داشته باشند می‌بایستی به سمت اندازه‌گیری و مدیریت IC بروند. (Guthrie et al., 2001)

پیچیدگی‌ها اندازه‌گیری سرمايه فكري از نظر روس

  • تأخیر زمانی[1] : جریان سرمایه‌گذاری در یک جنبه خاص از سرمايه فكري ممکن است زمان زیادی طول بکشد تا اثر خودرا نشان دهد تا بتواند اثر آنرا سنجید برای مثال سرمایه‌گذاری در آموزش.
  • سرمايه فكري مجموع صفر نیست[2]. یعنی یک سرمایه‌گذاری کوچک دارای اثر بزرگی باشد و برعکس یک سرمایه‌گذاری وسیع ممکن است با شکست مواجه شود.
  • اصلاً داراییها نامشهود و سرمايه فكري براساس واژه‌های مالی[3] اندازه‌گیری نمی‌شود و بیشتر معیارهای در واحد زمان، تعداد و بصورت نسبت است.
  • در یک اقتصاد دانشی، رابطه بین هزینه‌های و جریانات نقدی آتی همیشه واضح و مشخص نیست. (Vander Meer – Kooistra et al., 2001)

در پایان باید گفت که شاخصهای اندازه‌گیری سرمايه فكري می‌بایستی از استراتژیهای شرکت  استخراج شود سرمايه فكري هنگامی می‌تواند مهم و مفید باشد که در زمینه خود دیده شده باشد (باید به زمینه سرمايه فكري شرکت توجه کنیم). در واقع از استراتژی یک شرکت، اهمیت اجزای سرمايه فكري و روابط متقابل آن از طریق نقشه‌های استراتژی تعریف و توصیف می‌شود(Vander Meer – Kooistra et al., 2001)

 

2-1-12)اندازه گیری سرمايه فكري : مدل ها و روش های آن

اصلی ترین رویکردهای اندازه گیری سرمايه فكري  عبارتنداز:

  1. حسابداری منابع انسانی[4]
  2. ارزش افزوده اقتصادی[5]
  3. کارت امتیازی متوازن
  4. سرمايه فكري  (Bontis etal.,1999)
  5. نسبت توبين مطرح شده توسط توبين[6] برنده جایزه نوبل که در آن سرمایه فکری عبارتست از نسبت ارزش بازاری به ارزش دفتری.
  6. مدل تكنولوژي بروكر[7] مطرح شده توسط بروكينگ
  7. مدل  مدیریت استراتژیک شایستگی مطرح شده توسط بوئنو[8]
  8. ناظر داراييهاي نامشهود  مطرح شده توسط  سويبي

بیشتر این مدل های اندازه گیری سرمايه فكري در قسمت گزارش دهی سرمايه فكري نیز آورده می شود. (Ordo´n˜ez de Pablos,2003)

 

[1]– Time Delays

[2]– Zero – Sum

[3]– Finanical Terms

[4] – Human resource accounting (HRA)

[5] – Economic value added ( EVA)

[6] -Tobin

[7] – Technology Broker

[8] -Bueno

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسي روابط متقابل ميان اجزاي سرمايه هاي فکری(سرمايه انساني، سرمايه ساختاري،سرمايه مشتري) واثرات اين سرمايه ها فکری بر عملكرد سازماني شعب بانک ملت استان تهران